غرور

خيلي سخته  که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ...

روز تولد

خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...

فراموش

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...

بغض

 خيلي  سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...

عادت

به نبودنم عادت کردي، مگه نه؟
مثل قديما که به بودنم عادت کرده بودي!
تو چطوري راحت تري؟

یقین

یقین کرده ام که مرده ام.

ببین!

تو می روی و من

فقط نگاه می کنم!!

همین.

گرگ

گرگ که بیاید شنگول و منگول که هیچ

حبه انگور که هیچ

بزبز قندی هم به اختیار خویش خورده می شود

افسردگي

به خاطر عيد که از همه دور بودم دچار افسردگی مزمنی شدم، کلی از اعتماد به نفسمو از دست دادم.